محمد ابراهيم آيتى
220
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
شترى از ايشان از راه رفتن ماند و مردى از بنى أسلم به نام « أوس بن حجر » رسول خدا را بر شتر خويش سوار كرد و غلام خود « مسعود بن هنيده » را همراه وى فرستاد تا شترش را از مدينه بازگرداند ) ، ثنيّهء عائر [ 1 ] ، بطن رئم [ 2 ] ، قباء [ 3 ] . منزل قديد و أم معبد در منزل « قديد » گذار رسول خدا و همراهانش بر خيمهء « أمّ معبد خزاعى » [ 4 ] افتاد . وى زنى دلير و با فضيلت و بخشنده بود ، اما هنگامى كه رسول خدا و همراهان بر وى ميهمان شدند ، در اثر قحطى و خشكسالى از پذيرائى عذر خواست . در اين هنگام چشم رسول خدا بر گوسفندى در كنار خيمه افتاد و فرمود : اى امّ معبد ! اين چه گوسفندى است ؟ گفت : گوسفندى كه از ناتوانى از رمه مانده است . رسول خدا پرسيد : شير دارد ؟ گفت : كارش زارتر از اين است كه شير بدهد . رسول خدا گفت : اذن مىدهى كه او را بدوشم ؟ گفت : آرى ، پدر و مادرم فداى تو باد ، اگر اميد شير دارى مانعى ندارد . رسول خدا نام خدا را بر زبان جارى ساخت و گفت : « اللّهم بارك لها فى شاتها » . « خدايا اين گوسفند را بر اين زن مبارك گردان » . در اثر دعاى رسول خدا شير گوسفند فراوان گشت و ريزش گرفت و رسول خدا ظرفى خواست و آن را پر از شير دوشيد و اول به « أمّ معبد » و سپس به همراهان خود داد تا سير آشاميدند و آنگاه خود آشاميد و گفت : « ساقى القوم آخرهم » : « ساقى جمعيت
--> [ 1 ] - و نيز غائر به غين نقطهدار . [ 2 ] - بر وزن جسم . [ 3 ] - بر وزن مراد ( ر . ك : سيرة النبى ، ج 2 ، ص 104 - 108 . الطبقات الكبرى . ج 1 ، ص 232 - 233 . جوامع السيره ، ص 92 چاپ دار المعارف م ) . [ 4 ] - عاتكه دختر خالد خزاعى از صحابيّات ، خواهر « حبيش بن خالد » صحابى راوى اين حديث است ( ر . ك : اسد الغابه ، ج 1 ، ص 376 ، ج 5 ، ص 300 و ص 620 ) .